تمام
حس می کنم توی این دنیا کســــــــــــی نیست که درکم کنه !
اما من تا آخرش می رم ! می خوام خودمو به خودم ثابت کنم
حسام نسبت بهت یه مدل دیگه شده ! نمی دونم چه مدلی ! خودمم سر در گمم!
اما داره برای زندگیم اتفاقای خوب می افته ! با این که انقدر دلخورم اما دوست داشتم این فرصتی که من پیداش کردم به تو هم پیشنهادش می کردم ! اما تو کجایی؟! هنوز تو مهمی برام انقدر که هنوز آیندت جلو چشامه !
هنوز باورم نمی شه که انقدر زوود فراموش شدم ! الان حسام متفاوت شده . دیگه منم خیلی به فکرت نیستم اما حس خوبیم ندارم از این متنفرکم که فراموش شم ! هنوزم برام عجیه تو چرا تونستی و من چرا نتونستم!
پ.ن : امشب وحشتناک دلم هواتو کرده ! دلم تنگیده ! دیگه حتی خاطراتی که با هم داشتیم رو یادم نمیاد زیاد!!!! آخه این چه دوستیه که باید فراموش شه و شد!!!!! خدایا من از این رووابط حالم بد می شه !!!!!
امررررررررررروز استــــــــــــــــــارت یه کار بزرگ رو زدیم !!!!!! ای ول .خدایا به امید تو
اولین روز کلاس خوشنویسی خوب بووود !
شاید الان دوره ی جدید ی از زندگیم باشه !!! دوره ی خوبیه ایشالله ! تا این جا که خووب بوده !
ولی یه فکر هست که هنوز داره مث خوره مغزم می خوره !
اونم فکر تو !!! نگرانم ! جواب آف ندادی ! خدا کنه که خوب باشید !
هنوز برام سخته قبول کنم انقدر راحت رفتم توی خاطرات تو هم رفتی !!! 5 سال کم بوود ؟!!! همه فراومش می شن راحت تر از اونی که فکرشو کنی ! هنوز دلم برات تنگ می شه !!! نمی دونم چرا !!! برای تو که انقدر ناراحتم کردی !!! البته خیلی خوبیا هم داشتی و احتمالا داری که هیچ کس نداره ه !
اونی که ادعا می کرد هیچ وقت فراموشم نمی کنه !! هیچ وقت نمی تونه بدون من زندگی کنه !!! الان کجاســـــــــــــــــــــــت ؟؟؟؟!!!!!
ســــــــــــــــبز باشید
حاضر نشد به خاطر من 2 ساعت وقت بزاره !!!! فقط 2 ساعــــــــــــــــــــت !!!!!!
پ.ن سبـــــــــــــــــــــــــــــز : چنین گفت کوروش به محمود مشنگ/ که ای چشم و ابرو و کاپشن قشنگ/ که از شرم گفتار و کردار تو/ جهان بر همه پارسیان گشته تنگ/ به باد دادی هر چه ما ساخته ایم/ که از رفتار تو ما آبرو باخته ایم/ هر آنچه حقوق بشر خوانده ایم/ به کردار تو بر باد داده ایم/ خجل کرده ای جملگی پارسیان/ بس است خفت برای ایرانیان/ وقت آن است از سبز تباران یکی/ جمع کند گرزی که بر ایران زدی
اگه بابام راضی شه ! اگه قانع بشه ! چی می شه !!!! می تونم خودم آیندمو بسازم به
تنهاییی !!!! ای خدااااااا دل بابامو نرم کن ! یه اعتماد به نفسم به من بده که بتونم راضیش
کنم !
من حتما می تونم ! برای اولین باره که از بابام همچین توقعی دارم ! همشه گفتم هرچی
شما بگید هرچی شما صلاح بدونید ! اما حالا می خوام بگم به نظر من این کار درسته ! حتی
اگه به نظر شما درست نباشه اما من می تونم بهتتون ثابت کنم ! برای اولین بار بزارید
خودم تشخیص بدم به تنهایی !
خدایا بهم یه قدرت بیان و تمرکز درست حسابی بده که بتونم با قاطعیت خواستمو بیان کنم !
یه شور و امیدی به دلم راه پیدا کرده ! یه امید به آینده !!! حس خیلی خووووبیه ! خیلی
خووووووووووووووووووووووب
پ.ن دیروز با پری رفتیم 7 تیر مثلا مانتو بخریم ! جمعیت خووب بوود ! اما همشون پراکنده بودند چون کلی نیرو ریخته بوود اما حسابی می ترسیدند ! یه دختره بود با دوستاش شکلات تعارف می کردند حتی به پلیسا هم تعارف می کرد ! اونا هم خیلیاشون می خندیدند و بر می داشتند حتی بعضیاشون تبریکم می گفتند ! اما بعضیاشون بر نمی داشتند بعد بهشون می گفت هم کاراتونم بر داشتند ! تولده ه ه ه ه !
پ.ن2: دلم برای خنده هات دعواهات عصبانی شدنات قهر کردنات ...........همه و همه تنگیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده !